پنجشنبه 14 فروردین 1404
EN

خبرگزاری

سخنرانی دکتر سید احمد موسوی با موضوع «راهی به سوی کمال»( بخش پنجم)

  • 03 شهریور 1392
  • 07:44
  • 0 دیدگاه
  • 579 بازدید
  • Article Rating
بخش پنجم : آفات روح

موضوع بحث « راهي به سوي كمال » ، براي  این است که چگونه انسان می تواند مومن نمونه شود . در مكتب اسلام ،انسان به انسان سالم و انسان معيوب و انسان سالم ؛ به انسان كامل و انسان غير كامل تقسيم مي شود بعبارتي انسان كامل قسيم انسان معيوب نيست . انسان وقتي مي تواند كامل و نمونه باشد كه حتماً معيوب نباشد و به درجه انسان سالم رسيده باشد و بعد از آن ؛ مراحل كمال را طي نمايد.
قبل از اينكه به تفصيل وارد بحث شويم ؛ ببينيم از لحاظ احكام ؛ موضوع بحث ما يعني شناخت انسان نمونه و كامل چه حكمي دارد؟ از نظر اسلام شناخت انسان نمونه ؛ حكم واجب را دارد . دقت فرمائيد ؛ نگفتم مستحب ، بلكه عرض كردم واجب چرا ؟ چون اسلام مي خواهد انسان كامل و نمونه بسازد. هدف خلقت رسیدن انسان به کمال است و تا زمانيكه انسان مدل و الگو و سر مشق خود را نشناسد ، نمي تواند به آن برسد . نرسيدن يعني مجازات داشتن و از ثواب و اجر محروم شدن است پس ما بايد انسان مومن ، نمونه و كامل را بشناسيم تا بتوانيم به  آن برسيم يعني به وظيفه اصلي خود عمل كنيم و به عبارت ديگر : 1- انسان تا شناخت از انسان كامل نداشته باشد نمي تواند انسان نمونه باشد . 2- جامعه سالم از انسانهاي سالم و كامل تشكيل مي شود پس ضرورت دارد ، انسان كامل را بشناسيم ؛ عمل نمائيم تا جامعه اسلامي يعني جامعه سالم داشته باشيم.
راه هاي شناخت : از دوراه مي توانيم به شناخت برسيم .
1-    تئوري ؛ يعني ببينيم قرآن مجيد و سنّت اهل بيت (ع) چگونه انسان نمونه را براي ما معرفي كرده اند ؟ چه مشخصات و صفاتي در قرآن و سنّت ارائه شده است ؟ خوشبختانه قرآن و سنّت راه بسيار واضح ؛ شفاف و بدون ابهام را نشان داده اند كه در آينده به آن اشاره خواهيم كرد.
2-    راه ديگر اين است كه افراد عيني يعني آن انسانهايي كه صفات قرآني انسان نمونه را پياده نموده و از قالب وچهار چوب تئوري خارج و به مرحله عمل رسيده اند ؛ بشناسيم ؛ مثلاً پيامبر عظيم الشان اسلام (ص) يا امام علي (ع) انسان نمونه و كامل است البته شناخت شخص علي (ع) يعني شناخت شناسنامه اي ايشان ؛ ما را كمك نمي كند بلكه شناخت شخصيتي مورد نظر است. شخصيت امام علي (ع) را بعنوان انسان کامل  ومومن  نمونه بشناسيم و اين را هم بدانيم كه با حب ؛ عشق و علاقه صرف، انسان شيعه نمي شود ؛ علي شناس نمي شود.
«الشيعه من شايع علياً»شيعه كسي است كه علي را مشايعت كند يعني همراهي كند در راه علي (ع) گام برداشتن است؛ ميثم تمار شدن است؛ كميل و سلمان شدن است ؛ يا علي الاعلي بحق علي ، توفيق علي شدن و شیعه شدن را عنايت كن.
تعريف انسان نمونه
در اينجام به اين سوال پاسخ دهيم ؛ اصلاًمعني انسان كامل چيست ؟ در اسلام بين كمال و تمام فرق وجود دارد. در آيه قرآن مي فرمايد «اليوم اکملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتي » تمام ، براي يك شي در جايي گفته مي شود كه همه آنچه براي اصل وجود آن لازم است ، به وجود آمده باشد كه اگر بعضي به وجود نيامده باشد ، ناقص است. مثلاً يك ساختمان اگر درب، ديوار ؛ سقف و ....نداشته باشد مي گويند ناقص است ؛ اگر همه اينها باشد ؛ مي گويند ساختمان تمام شد اما كمال در جايي است كه يك شِي بعد از آنكه تمام  شد ، باز هم مي تواند درجه بالاتري داشته باشد ؛ كمال را در جهت عمودي بيان مي كنند و تمام را در جهت افقي ( وقتي كه شي در جهت عمودي يا افقي به نهايت و حد آخر خود برسد . ) اگر   مي گويند ،« عقل فلان كس كامل شده است » نه اينكه قبلاً‌عقل نداشته يا اينكه مي گويند،علم فلان كس كامل شده است نه اينكه قبلاً علم نداشته يا جاهل بوده بلكه يك درجه بالاتر رفته است و آن بعد از اتمام است.
انسان كامل از ديد گاه قرآن
اگر انسان ناقص را نشناسيم ، نمي توانيم انسان كامل را بشناسيم و قرآن هم ، عيب ها را بيان مي كند كه انسان اگر داشته باشد ؛معيوب است ؛ اين را هم بدانيم ( دقت بفرمائيد ) عيب هاي ظاهري و جسماني در فضيلت و شخصيت انسان نقص بحساب نمي آيد ؛ مي گويند سقراط بد شكل ترين مردم دنيا بود ؛ طه ياسين كور بود. در مكتب اسلام و غير آن نيز ، عيب ظاهري ، عيب و نقص شخصيتي بحساب نمي آيد پس بايد برويم دنبال عيوب روحي وآن را رفع كنيم كه شكل دهند شخصيت انسان هستند.
يك نظريه غلط را قبلاً گفته باشم كه مي گويند ؛ روان انسان صددرصد تابعي از جسم اوست ؛ نه، اين چنين نيست . البته به بحث و تحقيق نياز دارد كه جاي آن در اينجا نيست . بله ، انسا ن مي تواند از لحاظ جسمي سالم باشد اما از لحاظ روحي سالم نباشد. كساني كه اصالت روح را قبول ندارند ، به اينجا كه   مي رسند ساكت مي شوند و پاسخي ندارند.
امروزه از لحاظ پزشكي عقده هاي رواني كه به درون انسان وابسته است بعنوان يك بيماري بحساب   مي آيد حتي اگر اعصاب هم سالم باشد لذا بيماري هاي روحي و رواني با داروي مادي علاج نمي شوند مثلاً تكّبر يك بيماري روحي است و نمي توان با مراجعه به داروخانه ، داروي آنرا پيدا كرد پس انسان مي تواند از لحاظ جسمي سالم باشد امام از لحاظ روحي بيمار باشد «في قلوبهم مرض فزاد هم الله مرضا»
و در جاي ديگر خداوند داروهاي روحي را بيان مي كند كه قرص و آمپول نيست «و ننزل من القرآن ماهو شفاء و رحمه للعالمين » امام علي (ع) مي فرمايد: «الاو ان من البلاء الفاقه و اشدمن الفاقه مرض البدن و اشدمن مرض البدن مرض القلب »( نهج البلاغه حكمت 388 ) از جمله بلايا فقر است و از فقر بدتر ، مريضي بدن است و از بيماري تن بدتر بيماري دل و قلب انسان است .
قرآن مي خواهد انسان را سالم بسازد كه بعد از سالم سازي مرحله تكاملي آغاز مي گردد.
ماشين اگر موتورش كار كند،چرخ هايش هم كار مي كند . قانوناً بايد موتور روشن بشود تا چرخ ها هم كار كنند البته گاهي هم به عكس مي شود يعني چرخ ها را به حركت مي اندازند تا موتور روشن شود ؛ در زمستان ماشين را آنقدر هل مي دهند تا يكدفعه موتور روشن شود. اصولاً بايد قلب انسان كار كند تا دست، پا ، مغز و جوارح كار كنند ولي گاهي شما دست كسي را كه در حال خفگي است حركت مي دهيد تا قلبش راه بيافتد يا به شش ها تنفس مصنوعي مي دهيد تا قلب شروع به كار كند . البته خيلي ها را به همين ترتيب از مرگ نجات مي دهند.
بسياري از همين دعاها و عبادات حكم همان تنفس مصنوعي را دارند بايد آنقدر دعاهاي مصنوعي بخوانيم تا بشود يك دعاي طبيعي ؛ چون اگر قلب به كار افتاد ؛ همه را به كار مي اندازد ؛ نبايد بگذاريم قلب مريض شود؛آفات روحي را بايد از آن دور كنيم.
آفات روح انسان را بايد بشناسيم و اين مطلب را بعنوان يك اصل بايد بدانيم كه محروميت ها منشاء بيماري هاي رواني است ؛ احساس محروميت ها عقده هاي رواني ايجاد مي كند . حقد و كينه يك نوع بيماري رواني است. انسان به جايي مي رسد تا انتقام نگيرد ؛ آرام نمي شود كه اين يك نوع آفت است ؛ يا مثلاً حسادت ، نعمتي را در ديگران مي بيند ،آرزو مي كند كه از آنها سلب شود كه از آنها سلب شود و چه كارهايي كه انسان در اين جهت انجام نمي دهند. آن داستان غلام و ارباب حسود را شنيده ايد ؛ نتوانست ترقي و پيشرفت همسايه اش را تحمل كند ؛ به غلامش گفت سر من را ببر و پشت بام همسايه بگذار تا بگويند او مرا كشته و دستگيرش كنند و اعدامش كنند . لذا قرآن مي فرمايد: « قدافلح من زكيّها»
پيروزي و رستگاري در اين است كه انسان نفس خويش را از اين آفات سالم نگه دارد. به وضوح      مي بينيم ؛اولين برنامه قرآن تهذيب نفس در بيماري ها ، عقده ها ، تاريكي ها ، ناراحتي ها و انحراف ها است .
در تاريخ خوانده ايد يا عبارت انسان مسخ شده را شنيده ايد ؛ حداقل آن كه هيچ گونه شبهه اي در آن وجود ندارد از لحاظ روحي انسان مسخ مي شود . يك انسان درنده يا اهل مكر و حيله ، در حقيقت انسان معيوب ، انسان مسخ شده است لذا قرآن مي فرمايد« كالانعام بل هم اضل »خدا مي فرمايد انسان معيوب ، مانند چهار پايان است بلكه از چهار پايان هم بدتر است ؛ اين مفهوم مسخ شدن است ؛ يعني حقيقت همچون آدمي ، حيوانيت و از حيوان پست تر بودن است ؛ نعوذ بالله ، حسد آفت است ؛ بيماري است ؛ عيب است . انسان اگر در اين فكر باشد كه خودش جلو بيافتد ، خوب است . دليل بر عيب بودن نيست اما اگر كسي هميشه در اين انديشه باشد كه ديگري عقب بيفتد بيمار ، معيوب و مريض است ؛ حب دنيا منشاء بيماري ها است .
تحمل جراحي و دردهاي آن عادتاً ممكن نيست و براي عموم محال است لذا بايد قبل از جراحي بيمار را بيهوش كنند ؛ خروج جان تو تحمل درد جان كندن بسيار مشكل و يا محال است براي اينكه انسان بتواند سختي جان كندن را احسان نكند ؛ بايد در يك حال بي حسي نسبت به دنيا باشد ؛ دل نبندد تا دل كندن نباشد.با تمرين و ورع مي توان به اين حالت رسيد . والا مي بينيم كه انسان از لحاظ ظاهري شبيه انسان است ولي باطناً ؟...؟ آن كس كه اهل مكر و حيله است در واقع روباه است و آن كسي بي غيرت است ، خوك است ؛ لااله الاالله .
يك شخصي به امام زين العابدين (ع) عرض كرد« ما اكثر الحجيج » حجاج خيلي زيادند ؛ به اصلاح امروز ، ماشاءا... تعداد حجاج زياد شده است . امام (ع) در جواب فرمود: « ما اكثر الضجيج و اقل الحجيج »خير ، سرو صداها زياد شده است  ليكن حجاج خيلي كم هستند ؛ انسان معيوب كه نمي تواند حج بجا آورد با داشتن همان عيب و صفات يا حداقل در صدد رفع آن نباشد.
در قرآن داريم ؛«يوم ينفخ في الصور فتاتون افواجا» روزي كه در صور دميده مي شود ، فوج فوج محشور مي شويد ؛ مي گويند فقط يك گروه بصورت انسان محشور مي شود پس عبارت «افواجا» چه مي شود؟ بلكه آن روح مسخ شده ، شكل ظاهري به خود مي گيرد. نگوئيم  نمي توانيم . خداوند «تكليف مالايطاق » نمي كند . مي توانيم ؛ مگر ديگران نكردند و نرسيدند؟
خود بزرگ بيني را از خود دور كنيم ؛ علت خود بيني پشت به حقيقت دادن است انسان آنگاه كه پشت به فانوس یا نور مي كند ، خود را مي بيند آن هم بزرگتر از آن كه هست اين خود بزرگ بيني مي شود همچنان كه اگر درشبي تاريك بجاي اينكه رو به فانوس باشيد ، پشت به فانوس ايستاديد ، خود را خيلي بزرگ      مي بينيد كه اين معلول ادبار و پشت كردن به نور است ؛ پشت به حقيقت و نور دادن در حقيقت ظلمات است ؛ خود بيني و خود بزرگ بيني است.
از حضرت امام خميني (ره) اين انسان وارسته ، نقل شده در خصوص آيت الله اراكي ، كه فرموده است  اگر آيت الله اراكي در صحنه كربلا حاضر بود ، عدد شهداي كربلا به 73 نفر مي رسيد زيرا خود را ساخته و به مرحله انسان سالم رسيده و بعد درجات كمال را طي كرد يا مثلاً آيت الله سيد محمد تقي خوانساري فرموده است : اگر كوهي از طلا و كوهي از خاكستر بوده باشد ، در نظر او ( آيت الله  اراكي ) يكسان  است.
بايد هواي نفس را كوبيد ، استاد جعفر سبحاني نقل مي كند كه يكي از قاريان قرآن مصري ، حدود 25 سال سن داشت ؛ خدمت آيت الله گلپايگاني رسيد ؛ آقا به آن جوان فرمود : حمد و سوره را مي خوانم اگر در جايي اشكال داشتم تذكر دهيد تا تصحيحش كنم . بله ، بايد با نفس مخالفت كرد ؛ خداوند توفيق خود سازي به همگي ما عنايت فرمايد.
بله ، هر كس بخواهد مي تواند اين چنين باشد با بيماري هاي روحي وآفات دروني مبارزه كند اگر بخواهد ؛ گاهي ديده ايد كه قارچ هاي نرم و لطيف آسفالت هاي سخت و محكم را شكافته سر بر مي آورد ؛ آسفالت ضخيم در نبرد با قارچ شكست مي خورد . اين قدرت بخاطر زنده بودن قارچ است ؛ زنده بودن قلب و خواستن ، د‍ژ محكم گناهان را از بين مي برد.
خداوند به همگی ما توفیق عنایت کند خود را اصلاح کنیم.
 

عباس خداشناس امتیاز به خبر :

آرشیو اخبار